شيخ محمد جعفر امامى

76

لغات در تفسير نمونه ( فارسى )

[ إنْتَبَذَتْ : ] « إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها » كلمهء « إِنْتَبَذَتْ » از مادّهء « نبذ » به گفتهء « راغب » به معناى دور انداختن اشياء غير قابل ملاحظه است ؛ و اين تعبير ، در سورهء « مريم » شايد اشاره به آن باشد كه « مريم » به صورت متواضعانه ، گمنام و خالى از هر گونه كارى كه جلب توجّه كند ، از جمع كناره‌گيرى كرد و آن مكان از خانهء خدا را براى عبادت انتخاب نمود . « 1 » [ إِنْتَثَرَتْ : ] « وَإِذَا الْكَواكِبُ انْتَثَرَتْ » « إِنْتَثَرَتْ » در اصل از مادّهء « نثر » ( بر وزن نصر ) به معناى پراكنده ساختن و « انتثار » به معناى پراكنده شدن ؛ و از آنجا كه پراكنده شدن ستارگان ( همانند گردن‌بندى كه رشتهء آن گسيخته باشد ) سبب مىشود هر كدام در گوشه‌اى بيفتد ، بسيارى از مفسران آن را به معناى سقوط ستارگان تفسير كرده‌اند ، و اين لازمهء معناى پراكندگى است . « 2 » [ إنْتَصِر : ] « أَنِّي مَغْلُوبٌ فَانْتَصِرْ » « انْتَصِر » از مادّهء « نَصر - انتصار » به معناى يارى طلبيدن است ( همان‌گونه كه در آيهء 41 سورهء « شورى » آمده است ) ؛ ولى در اينجا به معناى انتقام گرفتن تفسير شده ، انتقامى از روى حساب ، عدل و حكمت . بعضى نيز گفته‌اند در تقدير « انْتَصِرْ لِى » بوده است ( يعنى مرا يارى كن ) . « 3 » [ إنتظار : ] « فَهَلْ يَنْظُرُونَ إِلَّا سُنَّةَ » « انتظار » از مادّهء « نَظَر » معمولًا به حالت كسى گفته مىشود كه از وضع موجود ناراحت است و براى ايجاد وضع بهترى تلاش مىكند . فى المثل بيمارى كه انتظار بهبودى مىكشد ، يا پدرى كه در انتظار بازگشت فرزندش از سفر است ، از بيمارى و فراق فرزند ناراحتند و براى وضع بهترى مىكوشند . همچنين تاجرى كه از بازار آشفته ناراحت است و در انتظار فرو نشستن بحران اقتصادى مىباشد اين دو حالت را دارد « بيگانگى با وضع موجود » و « تلاش براى وضع بهتر » . بنابراين ، مسألهء انتظار حكومت حق و عدالت « مهدى » عليه السلام و قيام مصلح جهانى در واقع مُركّب از دو عنصر است ، عنصر « نفى » و عنصر « اثبات » . عنصر نفى همان بيگانگى با وضع موجود و عنصر اثبات خواهان وضع بهترى بودن است .

--> ( 1 ) . مريم ، آيهء 16 ( ج 13 ، ص 46 ) ( 2 ) . انفطار ، آيهء 2 ( ج 26 ، ص 220 ) ( 3 ) . قمر ، آيهء 10 ( ج 23 ، ص 41 )